باز تکرار این پست برای نازنین م.ع
ای نگهت برده مرا به نا کجا
من به رهم ، صبر بکن تا که بیابم تو را
مرده بدم ، زنده شدم ،
اهل زمین بودم و من نیستم
اهل فریب و مرده خواری خدا
دل که عوض شد ،
به یکی دم که همی سجده کرد ،
رمز بگو ، راز بگو ، از چه گرفتم شفا ؟
ره که ندادند کسانم همی ،
اشک دلم خشک شد ، از بی کسی
تو همه کارم شدی و هر کس من شد خدا
وقت سحر خدا جان !
از چه تکان تو دادی ؟
من که زمینی نشدم دوباره ،
راهی حرفت شده ام به والله
مدعیان دین تو چه بسیار ،
بعد نبرد من و مرگ خونبار ،
من گله از کسی ندارم ،
هر که بیامد که بشد مدعیم بر شفا
دفتر مهر خود جم کند ،
هر که روم به سویش ،
گم که شدم ز سیل این همه قبله ها ،
راه جدیدی بده بر من خدا
راه جدیدی بده بر من خدا ،/.
راه جدیدی بده بر من خدا ،/.
نوشته شده به عنوان متن ترانه
|
+| نوشته شده توسط
خداداد شهرستانی در
2009/3/8
|