تبليغاتX
در باب شعر و شاعری
اینجا، رویا ، خیال ، خواب ، وفا هم اجاره ای است ./.( هذیان های افلیج مجنون در اوج هوشیاری )
 تنهایی

تنهایی

تنهایی

تنهایی

خانه ای داشتم

شلوغ

پر سر و صدا

پر از میهمان

شعر می خواندیم

عاشقی می کردیم

دعوا می کردیم

آشتی می کردیم

عاشقان را به هم می رساندیم

- عاشقان حقیقی را -َ نه صبح عاشقان شب فارق –

حالا خیلی شان ازدواج کرده اند

صاحب فرزند شده اند

یک خانواده شده اند

اما من ...

تنهایی

تنهایی

تنهایی

ای امان ./. 

 

|+| نوشته شده توسط خداداد شهرستانی در 2009/7/21  |
 توضیح
با سلام به تمامی مخاطبان این وبلاگ که از لطف بی حدشان به من و این وبلاگ سر می زنند . توضیح اینکه دلیل آپ نکردن من تنبلی نیست بلاگفا از حدود ده روز مانده به انتخابات دچار این مشکل شده است و همچنان این مشکل برطرف نشده است و این آپ هم از سر شانس و اقبال سیو شد . از سیستم قدرتمندی مانند بلاگفا چنین خطای فاحشی بعید است . من بارها مطلبی را نوشته ام و در پایان کار با حضور این معضل نتوانسته ام آپ کنم و حتی در پیغام گذاردن برای دوستان هم همین مشکل خودنمایی می کند ./. زنده و پایدار باشید

خداداد شهرستانی  

|+| نوشته شده توسط خداداد شهرستانی در 2009/7/17  |
 پرسش

از این تاریخ یعنی سیزدهم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی  من ، خداداد شهرستانی اعلام می کنم تا زمانیکه خط فقر شکسته نشود و تورم خفتمان را ول نکند چون متاسفانه مانند آقازاده ها نیستم هر جای لباسم از کهنگی سوراخ شود وصله اش می کنم چون با بدنی نیمه تن توان خرید لباس با قیمت های نجومی را ندارم دانش من چقدر کمتر از آقازاده هاست که حتی در مقابل من نیمه تن ایست نمی کنند تا من رد شوم نام خودرویشان که بماند ابدا نمی توانم بدانم

من که آقا زاده نیستم باید چند سال زجر بکشم تا رویاهام محقق نشود آقایان آیا راضی می شوید فرزند خودت شب و صبح برای رفع گرسنگی بیسکوییت ۲۰۰ تومانی بخورد و مانند حمار در گل مانده چک های کتابکده اش را  ـ چگونه ـ پاس کند

خداداد شهرستانی

مدیر وبلاگ در باب شعر و شاعری

من خواب دیده ام

خوابی سیاه و سرد

در بستری سپید

من پیر و پر ز درد

خوابم اگر شود وانگه مرا چه خاک

من مرگ سرخ ها را خواهم همی بدان

حتی اگر به ارمغان ، آرد طناب دار

|+| نوشته شده توسط خداداد شهرستانی در 2009/7/4  |
 بی نام

به بابا تقی که شانزده سال است

نامش را با حسرت می برم

و تمام زنده گان و مردگانی که تنهایم گذاشتند

حال من بد است

گفتید ، تو را مادریم و هم پدر

گفتید ، خواهریم و هم برادر

خواهر ، برادر ، مادر ، پدر  !

حال من خیلی بد است ./.

|+| نوشته شده توسط خداداد شهرستانی در 2009/6/29  |
 
 
بالا