تبليغاتX
در باب شعر و شاعری
اینجا، رویا ، خیال ، خواب ، وفا هم اجاره ای است ./.( هذیان های افلیج مجنون در اوج هوشیاری )
 یادداشت
از تمامی مخاطبانم عذر خواهی می کنم که دیر به دیر بهشان سر می زنم . والله که خیلی درگیرم . چک و سفته و کوفت و ...
|+| نوشته شده توسط خداداد شهرستانی در 2009/6/9  |
 یادداشت
این سخن از دوستی است که عصبانی از توهینهایی است که به من می شود او گفت بنویس

آدم های بزرگ دشمن بسیار دارند 

 اما من خاک پای تمام مخاطبان وبم هستم

|+| نوشته شده توسط خداداد شهرستانی در 2009/6/9  |
 توضیح
سلام هفت هشت سال پیش از این من از جهت جسمی سالم بودم اما روحم مریض بود آدم نبودم لجن بودم اما حالا یه معلولم اما بسیار زیاد نسبت به گذشته احساس آدم بودن می کنم من هر چی بودم دیگه گذشته لطف کنید با کامنت های توهین آمیزتون آزارم ندین اگر هم توهین می کنید جسارت نوشتن نام و نشونتون رو داشته باشین اگر تفکر شما درست باشه باید خیلی ها رو از گور بیرون آورد و هزار بار جسدشون رو آتش زد پیشاپیش ممنونم
|+| نوشته شده توسط خداداد شهرستانی در 2009/6/8  |
 یادداشت
من اهل مراوده های سیاسی نیستم اما طرفداران آقای دکتر ؟؟؟ احمدی نژاد بی ادبی را به جایی رسانیده اند که ذکر برخی موارد در مورد مهندس موسوی خالی از لطف نیست

فحاشان لطفا پاسخ دهند ، چه کسی بود که در اوایل جنگ با ابتکاری مانند کوپن همه را از به گرسنگی افتادن نجات داد آنهم زمانی که ایران در تحریم اقتصادی همه جانبه بود

علی الحساب همین یک پرسش را پاسخ دهید تا بعد

|+| نوشته شده توسط خداداد شهرستانی در 2009/6/4  |
 یادداشت
سلام ،

یادتان هست از ماهنامه ای ادبی - هنری - اینترنتی می گفتم ؟ حالا آماده شده است و هر کس دوست دارد بنویسد و مطلبش را شورای نویسندگان بررسی کند بسم ادر ضمن موضوع شماره ی نخست اعتیاد نوزده ، بیست ساله ها به مخدرهای صنعتی است و روی سخن ما بیشتر با پدر مادر ها و بعد مسوولین است   

هر کس با هر میزان تحصیلات می تواند مطلبش را در یک یا چند کامنت بنویسد تا پساز تایید شورای نویسندگان در سایت قرار گیرد

|+| نوشته شده توسط خداداد شهرستانی در 2009/6/3  |
 توضیح
با سلام و عذر خواهی از تمامی کسانی که با حضورشان من رو شرمنده می کنند . راستش من یک ماه پیش دچار یک حادثه شدم که بینی به تمامی متلاشی شد و اگر زحمات دکتر حقایق پزشک جراح من در اتاق عمل نبود حالا قیافه ام حال همه را بر هم می زد اما خوشبختانه چنان کارش را خوب انجام داد که فقط قدری جای بخیه ها کمی با دقت که نگاه کنیم پیداست .

به هر حال این داستان توضیح کم کاری یک ماهه ی من است و باز عذر می خواهم و یک گلایه

مخاطبی که مرا محکوم به فسق و فجور می کنی لا اقل جسارت نوشتن نشانی ات را هم داشته باش

|+| نوشته شده توسط خداداد شهرستانی در 2009/6/1  |
 
 
بالا